X
تبلیغات
رایتل








شمع شعر مهتاب شراب

آهنگ های قدیمی، عکس و اشعار عاشقانه

توی قاب خیس این پنجره ها
عکسی از جمعهء غمگین می بینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین می بینم


داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه


نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد
کاش می بستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه


عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فریاد میکنه


داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه


جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنه
خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه

نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت 1390ساعت 07:20 ب.ظ توسط وهاب نظرات (1)|



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


پیوند های روزانه

آرشیو سایت

موضوعات سایت

پیوند ها

اختصاصی ویژه

طراح قالب

امکانات سایت