X
تبلیغات
رایتل








شمع شعر مهتاب شراب

آهنگ های قدیمی، عکس و اشعار عاشقانه

 

اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام
تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه ، پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله ، تن پوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من ، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من ، هر چی می کارم مال تو
تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاقی اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ، ساقه گندم تن تو
تن ما تشنه ترین تشنه یک قطره آب
بوی گندم مال من ، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من ، هر چی می کارم مال تو
شهر تو ، شهر فرنگ / آدم هاش ترمه قبا
شهر من ، شهر دعا / همه گنبداش طلا
تن تو ، مثل تبر / تن من ریشه سخت
تپش عکس یک قلب / مونده اما رو درخت
بوی گندم مال من هر چی می کارم مال تو
نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مساٿری ، خون رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کس که هست هر کس که نیست داد می زنم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

نوشته شده در چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390ساعت 08:30 ب.ظ توسط وهاب نظرات (0)|



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


پیوند های روزانه

آرشیو سایت

موضوعات سایت

پیوند ها

اختصاصی ویژه

طراح قالب

امکانات سایت